يحيى دولت آبادى

52

حيات يحيى ( فارسى )

مدارس دولتى و ملتى هريك بيرق ماه و ستاره‌ئى در دست گرفته بجاى خود ايستاده دريچهاى عمارتهاى عالى در هرطبقه تا آنجا كه مشرف بر خيابانها است از دو طرف پر از تماشائى است در نقطه‌هاى مهم شهر موزيك مخصوص بنواهاى ملى در كار از دو ساعت از آفتاب برآمده در نواحى معبرى كه سلطان عبور مينمايد راه آمدوشد مسدود است نگارنده باتفاق ميرزا رضا خان ارفع الدوله سفير كبير روانه مجلس شده به زحمت خود را بمجلس ميرسانيم از ايرانيان كسى كه در اين مجلس دعوت دارد غير از سفير كبير و نايب اول او نگارنده است و حاج زين العابدين مراغه‌ئى كه سابقا اشاره بنام او شده سفير كبير ميرود بغرفه سفراى دول اجنبى نگارنده و حاج زين العابدين در غرفه ديگر وكلاء در جاى خود مستقر وزراء و امراء در محل خويش نشسته غرفه مخصوص براى ورود سلطان مهيا غرفه ديگر براى محفل سلطنت يعنى خلوتيان بعضى گمان ميكنند سلطان جرئت آمدن به اين مجلس را نخواهد كرد اما خبر ندارند كه در مركز جمعيت اتفاق ترقى قطع گشته است اگر در اين روز سلطان بمجلس حاضر نشود او را معزول و پرنس برهان الدين خلف سلطان عبد العزيز را بسلطنت منصوب دارند و هم بوى نويد داده‌اند اگر حاضر شود تا زنده است جان و سلطنتش محفوظ بوده باشد در اين صورت مجبور است حاضر گردد فقط براى اطمينان او كامل پاشا صدر اعظم و پرنس برهان الدين پيش روى او در عرابه مينشينند وحشت سلطان از بمبى است كه چند سال پيش از اين از طرف ارمنىها بجانب عرابه او افكنده شده و كارگر نگشته . بالجمله سلطان ميآيد بمجلس در غرفه خود ايستاده بعد از چند دقيقه جواد - بيك باش كاتب كه از طرف جمعيت اتحاد و ترقى به اين خدمت منصوب شده لايحه‌ئى را كه متضمن نطق سلطانست قرائت مينمايد بعد از ختم لايحه خطيب الممالك خطبه ميخواند و دعا مىكند سلطان و تمام حاضرين دست بدعا برداشته آمين ميگويند سپس سلطان خود چند كلمه كه مشتمل بر دعاى در حق دولت و ملت است گفته مجلس بپايان رسيده سلطان بازگشت نموده مجلسيان به كار خود ميپردازند كمتر كسى است كه در اين روز منتظر وقوع حادثه مهمى نبوده باشد ولى از حسن مراقبت كاركنان دولت